چهارشنبه نهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 17:58 توسط جیران‌ِ تجریشی | 

ی سری چیزای عجیبی داره میشه ؛ نمیخوام حالا الکی خوشحالی کنم تش نشها.. نمیدونم هنگم

خاله سیستمدار تر از این حرفا عمل کرد و ی جوری که راهشه موضوع رو به اف گفت افم مشتااق..حالا ماهم خبر نداریم مثلا؛؛؛؛؛

ولی اف کلا یه ور دیگ سیر میکرده و از قبلم تو کار ادعای دین بوده!!!

داستان این پسر جدیده رو نمیدونم و خوب اگ نشه هم مهم نیست چون مشتاق نیستم..

ولی اصل کاری رو هم گفت که اره مجرده ..ولی سینگل یا رلشو معلوم نیست حالا از اونجایی که اقا سنشم دیگ تقریبا داره میره بالا من میگم دوست دخترو داره.

از پسندیده نشدن میترسم..حس میکنم شاید داغونم کنه. بر همین به خاله میگفتم ولش کن .. نمی‌خواد اصلا..خاله میگه مطمن باش اگه نشه اون لیاقت تورو نداشته‌... نمیدونم از خدا چی بخوام الان. هرچی خیره؟ شخص مورد نظر؟

دعا کنین کاش برام..بشه اونی که باید ...

بیوفته مهر اون بر دل هرکی که باید .

مشخصات
شیرکاکائو "