صبح پاشدم با شنیدن اینکه ناهار قرمه سبزیه کلی خوشحال شدم
اما مورد پسند نبود واقعا . قرمه سبزی مامانممو میخوامم ٫
بعد اینکه با ددی و کاردشیم فیلم دیدیم هرچند که ما دیده بودیم گذاشتیم بابا ببینه
متوجه تماس از دوست مدرسه ایم شدم و دیدم که پیم داده توهم هیچوقت جواب نمیدیا ؛ ی فکت اینکه هیچوقت با من تماس نگیریت من در نود درصد مواقع نمیبینم ببینیمم مایل به ارتباط تلفنی نیستم به حق علی !
راستش از نیمچه امروز جزوه گرفتم عاام ؛ نمیدونم خب
دوستام اومدنو گفتیم خندیدم به یاد قبلنا بدون یکیمون که متاهل شده و زیاد ساید ما نی !
شبم ددی از رستوران هامبورگر گرفت همبگر نهااا همبورگر ! عیح عیح
خیشمزه بود ولی پر کاالری خب به عنم. چقد زندم که دهنمو با رژیم سرویس کنم ؟ ها ها ؟
الانم که رو تخت لشینگم در فکر فِردا قراره بریم ی جایی .
خلاصه که امروزمان. اره