گفت : این الان چیه؟
گفتم : مثالا دیگه
دنبال جواباش بود ؛ نمیدونم ببین واقعا نمیدونم چرا دستمو بردم سمت گوشیِ دستش که نشونش بدم...کاملا غیر اختیاری بود ی لحظه که به خودم اومدم و مکان و شرایطو فهمیدم دستم شروع کرد به لرزیدن چیزی که عجیب بود اینکه اونم دستش میلرزید جوری که هعی انگار گوشیو بین دستاش جا به جا میکرد...نمیدونو معذب یا چی..ولی ....بازم نمیدونم.