تا حالا نشده بود که نسبت به یه ادم انقد حس مالکیت داشته باشم حالا نمیدونم اسمش مالیکتِ..حسودیِ...حرص خوردنِ...غیرتِ( شاید) نمیدونم ولی واقعا تحمل گرم گرفتنش با بقیه عصبی که چه عرض کنم منو دق میده دقق ! نمیتونم ببینم با بقیه گرم میگیره شوخی مسخره میکنه و این داستانا.
دیدمش اول باهم رفتیم سر جلسه..تو صدم ثانیه داشتم فکر میکردم چجوری بشینیم اصلا الان ما؟ با ی فاصله نشستیم
( هنوز اون حس معذبیت شدید نسبت به همو داراییم .)
تهشم ی چیزی گفتو سعی کرد جمعش کنه..هیچی دیگ یکی از بچها که دوست جفتمونه نشست تو اون فاصله دیگ اصلا حرف نزدیم تا اخر سانس..همین دیگِ من کلا این بام حرف نزنه..ارتباط نگیریم ..دیگ اصلا دختر خوبی نخواهم بود.ایم انگری و اینا..
همین که با نِ ؛ گرم نگرفت برام کافیه.
هنوزم گارد اسم صدازنو داریما.بله.
شوخی مسخره ؛ اسم مستعار..
کلا امروز سطح مکالمون کم بود...نمیخواممممم.
ولی لحظه آخری :))
هعی دنیا..
دهن مارو سرویس کردیا
یا این علاقه رو کم کن...یا منو بیخیال کن بابا
پدر عشق بسوزذ که درآمد پدرم..