چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 23:48 توسط جیران‌ِ تجریشی | 

قطعا اینکه بد اونهمه اتفاق که من رسما جوون دادم تا بشه و نشد و یهو تق همچی جفت و جور شد که حرفامون بهم بیوفته اتفاقی نبود..

تو نوت گوشی از اون دوران یه یادداشت داشتم

کلش از علاقم به تو بود تهشم نوشته بودم نمیشه یعنی؟ همینکه دوست شه باهامم و کمی باهم حرف بزنیمم کفایت میکنها "

سطح توقعاتو میبینی؟ آرزوم بود دو کلوم حرف بزنی فقط باهام حالا چند روز پیش رسما حرف نزدم هیچی بات به کنار رفتنی هم رسما در رفتم که ی وقت حرف نزنیم باهم .

عجیبه نه؟ دوست داشتنت اصلا کم نشده اشتباه برداشت نکن..منتهی من یکم عاقل شدمو سعی میکنم خودداری کنم در برابر این حس ی طرفه..

درست نیست واقعا.

قبل از تو اف بود ...چقدم فکر میکردم دوسش دارم ...اف نشد ...حالا اسم اف ؛ شده اسم مستعار تو ...همچی خیلی عجیبِ راستش !

تو..دوست داشتنت...سر تا پات اصلا عجیبِ میدونی؟ یه آدمی که معیارای منو نداره اصلا ...ظاهری البته...قیافه معلومی اما بشدت تچ دل برو..ولی باطنی انقد بهم نزدیکیم که...

اونروز که کلاس امتحان داشتیم سر کلاس رفتنی دیدمش که طبقه اول ایستاده بود بخدا حس کردم ی کلیو قندو همون لحظه تو دلم آب کردن

حواسمو پرت کردم جوری که تازه دیدمت سلام کردم بات..میدونی من بغلت کردم...میدونم چه حسی داره...یعنی البته که تو خواب...ولی خیلی واقعی:))

چجوری یعنی؟ همونقد خوب؟ اوف قلبم اوف..

هعی میام اینگورت کنم ...هعی میام نبینمت نمیشههه !! نمیشههه !

چون فکر میکنم اسمون دهن باز کردی تو پریدی پایین.

ببین همین پیامایی هست که یهو ازش میادو میگی عههه ببین حتما واسه اونم ی چیزی هه. همونارو تو خیلی عادی به بقیم میدی...هیچ فرقی نیست...من برات چیز چیزی نیستم...اصلا شایدم کسیو داری ... دیونم داری میکنی :)

مشخصات
شیرکاکائو "