شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 23:9 توسط جیران‌ِ تجریشی | 

با چشمای گریون و قلب شکسته که به هر دری زده و نشده به اول سال ۴۰۲ فکر میکنم..چقد عاشق و امیدوار بودم چیکار کردی تو با من که شدم این؟

چرا نمیشه؟

چرا خوب نمیشم؟

چرا نمیری از عقل و فکرم ؟

چقد دیگ باید پات عذاب بکشم ؟

چقد دیگ باید زندگیمو تنهایی پیش ببرم؟

چرا از هیچکی نمیشه :)

مشخصات
شیرکاکائو "